کتاب همسفر آتش و برف
* نویسنده : فرهاد خضری
* ناشر : روایت فتح
* رده سنی : عمومی
* صفحات : 352 صفحه
* نوع جلد : شومیز
* وزن : 240 گرم
350,000تومان
- گارانتی سلامت فیزیکی کالا
- ارسال فوری به سراسر ایران
1 در انبار
کتاب «همسفر آتش و برف» رمانی مستند از زندگی و شهادت مرد خدا، شهید سعید قهاری سعید است که به قلم فرهاد خضری نگاشته شده و با تقریظ مقام معظم رهبری، جایگاهی ویژه یافته است. این اثر از زبان فرحناز رسولی، همسر شهید، روایت میشود و لایهای پنهان از عشق را در دل حماسه و ایمان به مخاطب عرضه میکند.
میگویند به تعداد انسانها راهی برای رسیدن به خدا وجود دارد؛ اما تا زمانی که روحی بیقرار فریاد خدا را در دل زنده نکند، انتخاب مسیر ممکن نیست. سعید قهاری از آن دسته نبود که در تردید بماند؛ او نقطه مقابل سکون را برگزیده بود. در دلش آتشفشانی از اشتیاق فوران میکرد که لحظهای آرامش نمیداد. داغ جا ماندن از قافله شهدا، هر لحظه او را به سوی یار میخواند.
شهید قهاری در پنجم فروردین ۱۳۳۱ در روستای «چنار علیا» از توابع اسدآباد همدان چشم به جهان گشود. گویی ذکر «اللهاکبر» اذان تولدش، او را از همان کودکی به مبارزی خستگیناپذیر بدل کرد. تحصیلات ابتدایی را در همان روستا آغاز کرد و برای ادامه تحصیل به همدان رفت. در محضر آیتالله ملاعلی همدانی علوم قرآنی آموخت و پس از پایان خدمت سربازی در سال ۱۳۵۳ به صف مبارزان انقلابی پیوست و طعم تلخ و شیرین زندان و شکنجه ساواک را چشید.
پس از پیروزی انقلاب، در تأسیس سپاه پاسداران همدان نقشآفرین شد و در جریان درگیریهای دهگلان و قروه مجروح گردید. اما سعید بیدی نبود که با این بادها بلرزد. حضور در کنار شهید چمران در نجات پاوه نقطه عطفی در زندگیاش شد. در سال ۵۸ به فرمان امام، بسیج مستضعفان همدان را بنیان نهاد و با همکاری شهید حجتالاسلام حیدری و شهید طالبیان، سپاه نهاوند را در کوتاهترین زمان ممکن راهاندازی کرد.
به دستور شهید محمد بروجردی، همسنگر شهید احمد متوسلیان شد و در محضر حاج احمد، درس اخلاق، تقوا و جهاد آموخت. فرماندهی سپاه سنقر، جوانرود و پاوه، حضور در عملیات والفجر ۵ و کربلای ۵، و مجروحیتهای پیاپی تنها گوشهای از کارنامهاش است. با وجود بستری شدن، روح مبارز او را پس از دو ماه با عصا به جبههها کشاند. در سال ۷۸ به جانشینی قرارگاه نجف کرمانشاه منصوب شد، اما مرد میدان بود نه میز. به همین دلیل فرماندهی لشکر ۳ نیروی مخصوص حمزه(ع) را بر عهده گرفت. سرانجام در چهارم اسفند ۱۳۸۵ در ارتفاعات «جهنمدره» ارومیه، در مرز ایران و ترکیه، در درگیری با گروهک پژاک، همراه با ۱۴ تن از پاسداران لشکر ۳ به شهادت رسید و به یاران شهیدش پیوست.
کتاب «همسفر آتش و برف» این روایتها را با طعم عشق بیکران فرحناز رسولی آراسته است. از کودکیاش میگوید، از روزهایی که نمیخواست دختر باشد و لباس دخترانه نمیپوشید، تا آشنایی در بیمارستان و عشقی که با نام خدا گره خورد. این کتاب، همراهی شیرین خانم رسولی و حاج سعید را در دل سختیها و زیباییهای زندگی عاشقانه به تصویر میکشد.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.